تعدادی از احزاب و سازمانهای سیاسی ایرانی خاطرات یا نقدی را از دوران انقلاب سال 57 ایران تعریف کردند دیدگاههای متفاوتی در مورد انقلاب سی سال پیش وجود دارد که جای بحث و بر رسی میباشد یکی فکر میکند که مذهبی ها انقلاب مردم ایران را دزدیدن و به انحراف کشاندن ، و دیگری تفسیر میکند که خارجی ها یعنی کشورهای غربی ودر رأس آنها آمریکا خمینی را به ایران باز گرداندن و شاه را بیرون کردند،سومی هم فکر میکند که انقلاب مردم ایران را در نطفه خفه کردند و به بیراهه کشاندن.
بهر حال بحث و جدل های فراوانی در این رابطه وجود دارد همان طور تعدادی معدودی دیگری هم که بیشتر سلطنت طلبها وطرفداران شاه سابق هستند معتقدند که انقلاب مردم ایران یک کودتا یا بلوای سیاسی و آشوبی در کشور بود نه انقلاب ، آنها میگویند که این آشوب را کشورهای مخالف شاه در آن زمان به مردم ایران تحمیل کردند ، این مجموعه نظرات وتفکرات در میان ایرانیان بخصوص ایرانیان خارج ازکشور تعدادی از انسانهای غیره سیاسی آن زمان را به دور همدیگر جمع کرده و یاد آن آشوب عظیم مردمی را گرامی میدارند،
اما آیا واقعیت این بود یا چیز دیگری. من فکر میکنم که در سال ۵۷ ملت ایران انقلابی بی نظیر در سطح خود انجام دادند انقلاب مردم ایران حرکتی انقلابی و جهشی مردمی با زمینههای مادی و معنوی زیادی که در پایان قرن بیستم بعد از انقلاب سوسیالیستی روسیه در جهان بی نظیر بود و در نوع خود هم مدرن و مترقی انقلاب سال 57 ایران تمام طبقات اجتماعی جامعه را در بر گرفتهبود.
کسی نبود که در پیشبرد آن شرکت نکردهباشد هر کس بطریقی در آن زمان به اهداف انقلاب خدمت میکرد در ابتدای انقلاب بود که شعارهای مترقی و مردمی سردادهمیشد اگر بیاد داشته باشید شعارکارگران جهان متحد شوید، یا کارگر نفت ما رهبر سر سخت ما ، و یا استقلال آزادی حکومت مردمی ، و در پایان شعار کارگر برزگر زنده بهکار توایم در سراسر کشور تا پایان انقلاب وتثبیت کامل رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی ایران تنین انداز ودل جلادان وسرکوبگران رابلرزه درآوردهبود.
جالب نیست که امروز بعد از سی سال از گذشت انقلاب مردمی ایران اظهار نماییم که این انقلاب نبود بلکه یک آشوب یا بلوای سیاسی در ایران آن روز ، و یا تمام مسئله را به این ربط بدهیم که خارجی ها شاه را بیرون کردند و خمینی را برگرداندند. به نظر من کسانی که دارای این اعتقادات هستند قصد دارند در جنبش و مبارزات این دورهی جدید مردم ایران بر علیه رژیم غیره قانونی جمهوری اسلامی توهم پراکنی نمایند و مردم را با این شایعات که خارجی ها همه چیز را تمام میکنند از مبارزه باز دارند و به بیراه بکشانند و خود را از زیر بار انتقادات سازنده بیرون بکشند و روند مبارزه را مخدوش کنند و از گذشته درس نگیرند چقدر صادقانه است به تمام اشکالات واشتباهات آن زمان خود اشارهکرد ودیگران را مقصر ندانست و برای مردم پیچ وخم ها ی دیگری را درست نکنیم .
بله انقلاب ایران حرکتی تودهای و سراسری بود که تا آن زمان هیچ وقت در ایران زمین مردم به این عظمت و باشکوهی به پا نخواستهاند برای سرنگونی حکومتی ، نه انقلاب مشروطیت و نه مبارزات مردمی مصدق یا جریانات استقلال طلبانهی آذربایجان وکردستان. اما چرا انقلاب 57 به این نتیجه رسید و اشکال اساسی آن چه بود ؟ این خود داستانی دیگر میباشد .
مردم مبارز ایران ! در اصل باید گفت انقلاب را کسی نمیتواند بخرد یا درست وکسب کند، انقلاب کردن کار گروه یا دستهای خاصی نیست انقلاب دادنی نیست، انقلاب حرکتی تودهای است که از مجموعه درخواستهای مردم یک جامعه بوجود میآید وگسترش پیدا میکند مردم ایران در آن زمان شاه وسلطنت پهلوی را نمیخواستند شعار مرگ بر شاه و مرک بر ارتجاع را هیچ خارجی برای مردم ایران صادر نکرد . ناعدالتی وفشارهای سیاسی ، اجتماعی و بحرانهای اقتصادی که رژیم شاه در برابر آن ناتوان بود مردم ایران را به انجام انقلاب سال 57 کشاند.
این را باید نسل های جدید بفهمند که براستی رژیم پهلوی سرکوبگر بود هر چند کسانی بودند که از وجود آن رژیم در رفاه وآسایش زندگی میکردند اما اکثریت ملت ایران در فقر وتنگدستی بسر میبردند حلبی آبادهای پایین شهرهای بزرگ ایران گردانندگان انقلاب مردم بودند ، امروز نباید برای توجیه اشتباهات آن دوران رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی را به رخ مردم بکشانیم و بگوییم مگر این بهتر است ؟
حساب این بهتر یا نیست نمیباشد حساب این است که آن رژیم هم جلاد و سرکوبگر بود ومردم را تحت فشار مالی وسیاسی واجتماعی فراوانی قرار بود.
بیاد بیاورید که دستگاههای جاسوسی شاه وسازمان امنیت او در داخل وخارج کشور چنان جوی از رعب وحشت را درمیان جوانان ومردم وتحصیل کردهها بوجود آورده بود که هیچ کس جرأت انتقاد از دستگاه حاکمه را نداشت مگر کسی میتوانست از جزئی ترین اداری مملکت انتقادی بگیرد، مگر صدها انسان شرافت مند سیاسی را در سیاه چالهای اوین و قصر و کمیته زیر شکنجهها به هلاکت نرساندن بخاطر خواندن یک کتاب رومان یا داستانی ، مگر سیستم پولی مملکت فقط در دست تعداد معدودی از بستگان و طرفداران دستگاه رهبری شاه نبود وبقیهی جامعه در فقر و بدبختی میزیستن مگر ستم ملی و مضاعف سراسر ایران را نگرفته بود میلیتهای غیر فارس به شدت زیر فشار ملی و نژادی نبودند کرد یا ترک یا کسی دیگر از میلیتهای موجود در ایران میتوانست ارز اندام کنند بیاد ندارید در مدارس غیره فارس زبان اجبارأ فارسی بود مگر زنان ایرانی جزء طبقات درجه دوم جامعه بحساب نمیآمدند، مگر فساد وفحشاه و بیسوادی و سیستم فرهنگی ما بی پایه واساس نبود سیستم اقتصادی ما کهنه و فرتوت وقرون وسطی نبود همه وخیلی بیشتر از اینها را شاه ایران بر سر ملت ایران آورد که بیان بقیه آن در ظرفیت این نوشته من نیست.
در کل باید گفت اگر شاه ایران مردمی میبود و مردم ایران او را میخواستند هیچ قدرتی نمیتوانست او را از بین ببرد ، اینها همه خود فریبی است که بگوییم انقلاب را دزدیدن یا انقلاب نبود یک آشوب بود یا خارجی ها شاه رابیرون کردن وخمینی را آوردند در اساس مردم ایران رژیم پهلوی رانمیخواستند وبس.
اما چرا به انحراف کشیده شد و انقلاب اسلامی از آب در آمد و نتیجتأ به حکومتی سرکوبگر ، وغیره انسانی تبدیل شد، این خود حرف دیگری است که اساسأ از اینجا شروع میشود قضیه را از دو دیدگاه میتوان بررسی کرد یکی اینکه در انقلاب ایران دوطیف سیاسی چپ ها و راست ها شرکت فعال داشتند اگر همچون یک سیاسی چپ بخواهید نقط نظرات را جویا شوید به نظر من در آن زمان احزاب وسازمانهای سیاسی چپ بی برنامه ناتوان و بی جرأت در جریان مبارزات مردم بودند آنها هیچ وقت جرأت مبارزهای سیاسی روتین نداشتند ناتوانی فکری آنها و بی برنامگی های احزاب سیاسی زمینهی هر نوع انحراف در انقلاب را آماده کرده بود هیچ یک از احزاب درک درستی از دمکراسی و حقوق اجتماعی انسانها نداشتند حزب یا جریانی سیاسی نبود طرح و تحلیل مشخصی از اوضاع مردم وانقلاب در چه مرحلهای است داشته باشد همه دنباله رو جریانات خودبخودی بودند.
مردم یاد گرفتهبودند که باید حکومت شاه را سرنگون کنند اما کسی نبود به آنها یاد بدهد که چه حکومت یا سیتیمی را جانشین نمایند این نقص کامل فکری احزاب چپ وسیاسی آن دوره بود
بطور کلی چپ در آن زمان ناآگاه وناتوان بود و هیچ تجربهای از رهبری کردن مبارزات مردم را نداشتند اما راستها همه طرف دار حکومی اسلامی بودند واز خمینی و رهبریاو دفاع میکردند مثلأ جبههی ملی در رأس آنها آقای بازرگان حزب توده و در آخر فداییان مجاهدین خلق که سنگ بزرگ برای خمینی گذاشته بوند وچشم به ریاست جمهوری طالقانی دوجته بودند در همین راه از خمینی حفاظت میکردند .
مجموعهی این فاکتورها میتواند نشان بدهد که عاقبت مبارزات مردم را میتوانست پیش بینی کنیم که انقلابی مردمی نمیباشد من بیاد دارم که بعد از رسیدن نامه خمینی از پاریس برای علمای شیعه آخوندها بطور کلی سعی داشتند در هر جریانی رهبری آن را بدست بگیرند و شعارها و خطوط سیاسی تظاهرات را تعین نمایند اما در کردستان وبعضی دیگر از مناطق این کار رانتوانستند آخوندها وملایان چه شیعه و یا سنی انجام بدهند اما در تهران وشهرهای بزرگ دیگر کاملأ موفق شدند واحزاب چپ هم به این تمکین کردند بدلیل ناتوانی و جسارت نداشتنشان در مقابل احزاب راست و مذهبی من فکر میکنم احزاب چپ چنان به مبارزات و قیام مردم ایران پوپولیستی برخورد میکردند که یاک بقال سر کوچههم متوجه میشد آنها خیلی زود تسلیم جو موجود که آخوندها بوجود آودهبودند شدند آنها هیچ مقاومتی در برابر شعارهای انحرافی نکردند همزمان احزابی هم بودند برای استقرار حکومت اسلامی تلاش فراوان میکردند از جمله تودهای ها من بهیاد دارم که اولین فرد چپ که به خمینی بیعت کرد خود جناب کیانوری بود در بحث ها و مبارزات ایدئولوژی جلودانشگاه در آن زمان تودهای ها عملأ اعلام میکردند که کمونیستها میخواهند مسیر انقلاب را منحرف نمایند .
نتیجتأ باید گفت بینهایت متأسفم برای سرنوشتی که مردم ایران بدان دچار شدند اما باید گفت مبارزهرا هر گاه شروع کنیم تازهاست باید این بار با کولهبار زیادی به جنگ ارتجاع وسرکوبگران رفت تا مملکتی آزاد با دمکراسی واقعی بدست بیاوریم.
زندهباد آزادی ودمکراسی
2009-02-11
بهر حال بحث و جدل های فراوانی در این رابطه وجود دارد همان طور تعدادی معدودی دیگری هم که بیشتر سلطنت طلبها وطرفداران شاه سابق هستند معتقدند که انقلاب مردم ایران یک کودتا یا بلوای سیاسی و آشوبی در کشور بود نه انقلاب ، آنها میگویند که این آشوب را کشورهای مخالف شاه در آن زمان به مردم ایران تحمیل کردند ، این مجموعه نظرات وتفکرات در میان ایرانیان بخصوص ایرانیان خارج ازکشور تعدادی از انسانهای غیره سیاسی آن زمان را به دور همدیگر جمع کرده و یاد آن آشوب عظیم مردمی را گرامی میدارند،
اما آیا واقعیت این بود یا چیز دیگری. من فکر میکنم که در سال ۵۷ ملت ایران انقلابی بی نظیر در سطح خود انجام دادند انقلاب مردم ایران حرکتی انقلابی و جهشی مردمی با زمینههای مادی و معنوی زیادی که در پایان قرن بیستم بعد از انقلاب سوسیالیستی روسیه در جهان بی نظیر بود و در نوع خود هم مدرن و مترقی انقلاب سال 57 ایران تمام طبقات اجتماعی جامعه را در بر گرفتهبود.
کسی نبود که در پیشبرد آن شرکت نکردهباشد هر کس بطریقی در آن زمان به اهداف انقلاب خدمت میکرد در ابتدای انقلاب بود که شعارهای مترقی و مردمی سردادهمیشد اگر بیاد داشته باشید شعارکارگران جهان متحد شوید، یا کارگر نفت ما رهبر سر سخت ما ، و یا استقلال آزادی حکومت مردمی ، و در پایان شعار کارگر برزگر زنده بهکار توایم در سراسر کشور تا پایان انقلاب وتثبیت کامل رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی ایران تنین انداز ودل جلادان وسرکوبگران رابلرزه درآوردهبود.
جالب نیست که امروز بعد از سی سال از گذشت انقلاب مردمی ایران اظهار نماییم که این انقلاب نبود بلکه یک آشوب یا بلوای سیاسی در ایران آن روز ، و یا تمام مسئله را به این ربط بدهیم که خارجی ها شاه را بیرون کردند و خمینی را برگرداندند. به نظر من کسانی که دارای این اعتقادات هستند قصد دارند در جنبش و مبارزات این دورهی جدید مردم ایران بر علیه رژیم غیره قانونی جمهوری اسلامی توهم پراکنی نمایند و مردم را با این شایعات که خارجی ها همه چیز را تمام میکنند از مبارزه باز دارند و به بیراه بکشانند و خود را از زیر بار انتقادات سازنده بیرون بکشند و روند مبارزه را مخدوش کنند و از گذشته درس نگیرند چقدر صادقانه است به تمام اشکالات واشتباهات آن زمان خود اشارهکرد ودیگران را مقصر ندانست و برای مردم پیچ وخم ها ی دیگری را درست نکنیم .
بله انقلاب ایران حرکتی تودهای و سراسری بود که تا آن زمان هیچ وقت در ایران زمین مردم به این عظمت و باشکوهی به پا نخواستهاند برای سرنگونی حکومتی ، نه انقلاب مشروطیت و نه مبارزات مردمی مصدق یا جریانات استقلال طلبانهی آذربایجان وکردستان. اما چرا انقلاب 57 به این نتیجه رسید و اشکال اساسی آن چه بود ؟ این خود داستانی دیگر میباشد .
مردم مبارز ایران ! در اصل باید گفت انقلاب را کسی نمیتواند بخرد یا درست وکسب کند، انقلاب کردن کار گروه یا دستهای خاصی نیست انقلاب دادنی نیست، انقلاب حرکتی تودهای است که از مجموعه درخواستهای مردم یک جامعه بوجود میآید وگسترش پیدا میکند مردم ایران در آن زمان شاه وسلطنت پهلوی را نمیخواستند شعار مرگ بر شاه و مرک بر ارتجاع را هیچ خارجی برای مردم ایران صادر نکرد . ناعدالتی وفشارهای سیاسی ، اجتماعی و بحرانهای اقتصادی که رژیم شاه در برابر آن ناتوان بود مردم ایران را به انجام انقلاب سال 57 کشاند.
این را باید نسل های جدید بفهمند که براستی رژیم پهلوی سرکوبگر بود هر چند کسانی بودند که از وجود آن رژیم در رفاه وآسایش زندگی میکردند اما اکثریت ملت ایران در فقر وتنگدستی بسر میبردند حلبی آبادهای پایین شهرهای بزرگ ایران گردانندگان انقلاب مردم بودند ، امروز نباید برای توجیه اشتباهات آن دوران رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی را به رخ مردم بکشانیم و بگوییم مگر این بهتر است ؟
حساب این بهتر یا نیست نمیباشد حساب این است که آن رژیم هم جلاد و سرکوبگر بود ومردم را تحت فشار مالی وسیاسی واجتماعی فراوانی قرار بود.
بیاد بیاورید که دستگاههای جاسوسی شاه وسازمان امنیت او در داخل وخارج کشور چنان جوی از رعب وحشت را درمیان جوانان ومردم وتحصیل کردهها بوجود آورده بود که هیچ کس جرأت انتقاد از دستگاه حاکمه را نداشت مگر کسی میتوانست از جزئی ترین اداری مملکت انتقادی بگیرد، مگر صدها انسان شرافت مند سیاسی را در سیاه چالهای اوین و قصر و کمیته زیر شکنجهها به هلاکت نرساندن بخاطر خواندن یک کتاب رومان یا داستانی ، مگر سیستم پولی مملکت فقط در دست تعداد معدودی از بستگان و طرفداران دستگاه رهبری شاه نبود وبقیهی جامعه در فقر و بدبختی میزیستن مگر ستم ملی و مضاعف سراسر ایران را نگرفته بود میلیتهای غیر فارس به شدت زیر فشار ملی و نژادی نبودند کرد یا ترک یا کسی دیگر از میلیتهای موجود در ایران میتوانست ارز اندام کنند بیاد ندارید در مدارس غیره فارس زبان اجبارأ فارسی بود مگر زنان ایرانی جزء طبقات درجه دوم جامعه بحساب نمیآمدند، مگر فساد وفحشاه و بیسوادی و سیستم فرهنگی ما بی پایه واساس نبود سیستم اقتصادی ما کهنه و فرتوت وقرون وسطی نبود همه وخیلی بیشتر از اینها را شاه ایران بر سر ملت ایران آورد که بیان بقیه آن در ظرفیت این نوشته من نیست.
در کل باید گفت اگر شاه ایران مردمی میبود و مردم ایران او را میخواستند هیچ قدرتی نمیتوانست او را از بین ببرد ، اینها همه خود فریبی است که بگوییم انقلاب را دزدیدن یا انقلاب نبود یک آشوب بود یا خارجی ها شاه رابیرون کردن وخمینی را آوردند در اساس مردم ایران رژیم پهلوی رانمیخواستند وبس.
اما چرا به انحراف کشیده شد و انقلاب اسلامی از آب در آمد و نتیجتأ به حکومتی سرکوبگر ، وغیره انسانی تبدیل شد، این خود حرف دیگری است که اساسأ از اینجا شروع میشود قضیه را از دو دیدگاه میتوان بررسی کرد یکی اینکه در انقلاب ایران دوطیف سیاسی چپ ها و راست ها شرکت فعال داشتند اگر همچون یک سیاسی چپ بخواهید نقط نظرات را جویا شوید به نظر من در آن زمان احزاب وسازمانهای سیاسی چپ بی برنامه ناتوان و بی جرأت در جریان مبارزات مردم بودند آنها هیچ وقت جرأت مبارزهای سیاسی روتین نداشتند ناتوانی فکری آنها و بی برنامگی های احزاب سیاسی زمینهی هر نوع انحراف در انقلاب را آماده کرده بود هیچ یک از احزاب درک درستی از دمکراسی و حقوق اجتماعی انسانها نداشتند حزب یا جریانی سیاسی نبود طرح و تحلیل مشخصی از اوضاع مردم وانقلاب در چه مرحلهای است داشته باشد همه دنباله رو جریانات خودبخودی بودند.
مردم یاد گرفتهبودند که باید حکومت شاه را سرنگون کنند اما کسی نبود به آنها یاد بدهد که چه حکومت یا سیتیمی را جانشین نمایند این نقص کامل فکری احزاب چپ وسیاسی آن دوره بود
بطور کلی چپ در آن زمان ناآگاه وناتوان بود و هیچ تجربهای از رهبری کردن مبارزات مردم را نداشتند اما راستها همه طرف دار حکومی اسلامی بودند واز خمینی و رهبریاو دفاع میکردند مثلأ جبههی ملی در رأس آنها آقای بازرگان حزب توده و در آخر فداییان مجاهدین خلق که سنگ بزرگ برای خمینی گذاشته بوند وچشم به ریاست جمهوری طالقانی دوجته بودند در همین راه از خمینی حفاظت میکردند .
مجموعهی این فاکتورها میتواند نشان بدهد که عاقبت مبارزات مردم را میتوانست پیش بینی کنیم که انقلابی مردمی نمیباشد من بیاد دارم که بعد از رسیدن نامه خمینی از پاریس برای علمای شیعه آخوندها بطور کلی سعی داشتند در هر جریانی رهبری آن را بدست بگیرند و شعارها و خطوط سیاسی تظاهرات را تعین نمایند اما در کردستان وبعضی دیگر از مناطق این کار رانتوانستند آخوندها وملایان چه شیعه و یا سنی انجام بدهند اما در تهران وشهرهای بزرگ دیگر کاملأ موفق شدند واحزاب چپ هم به این تمکین کردند بدلیل ناتوانی و جسارت نداشتنشان در مقابل احزاب راست و مذهبی من فکر میکنم احزاب چپ چنان به مبارزات و قیام مردم ایران پوپولیستی برخورد میکردند که یاک بقال سر کوچههم متوجه میشد آنها خیلی زود تسلیم جو موجود که آخوندها بوجود آودهبودند شدند آنها هیچ مقاومتی در برابر شعارهای انحرافی نکردند همزمان احزابی هم بودند برای استقرار حکومت اسلامی تلاش فراوان میکردند از جمله تودهای ها من بهیاد دارم که اولین فرد چپ که به خمینی بیعت کرد خود جناب کیانوری بود در بحث ها و مبارزات ایدئولوژی جلودانشگاه در آن زمان تودهای ها عملأ اعلام میکردند که کمونیستها میخواهند مسیر انقلاب را منحرف نمایند .
نتیجتأ باید گفت بینهایت متأسفم برای سرنوشتی که مردم ایران بدان دچار شدند اما باید گفت مبارزهرا هر گاه شروع کنیم تازهاست باید این بار با کولهبار زیادی به جنگ ارتجاع وسرکوبگران رفت تا مملکتی آزاد با دمکراسی واقعی بدست بیاوریم.
زندهباد آزادی ودمکراسی
2009-02-11
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر