انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران (قسمت سه)

موطنان مبارز ایران: آیا کمبود این مبارزات تنها نداشتم رهبر یاحزب وایدئولوژی میباشد ؟ آیا از احزاب سیاسی امروزی با ایدیولوژیهای متفاوت که در مبارزات مردم ایران کم یا زیاد سهیم بودهاند میتوان انتظار داشت که مبارزات شان در جهت منافع مردم ایران است باید در این مورد تأمل بیشتری کرد باید تمام پتانسل های سیاسی و عملی آنها را بررسی نمود باید دید که حزب سیاسی امروزی چه از نظر پایگاههای طبقاتیشان و ساخت سیاسی درون حزبیشان در چه راستایی میباشد و هر یک از احزاب را با عملکردهای آنها در طول این دودهه زیر ذربین قرارداد که در طول عمر خود چه اهدافی رابرای مردم دنبال کردهاند برای بررسی جامع از این فرضیه باید زمان زیادی را مصرف نمود ومقداری به تاریخ احزاب سیاسی در همه کشورهای جهان سومی که ایران هم یکی از آنها میباشد کنچکاوانه نگریست من فکر میکنم اکثر احزاب سیاسی موجود که دور یا نزدیک باآنها آشنایی دارم در این موقعیت فعلی جوابگوی خواستههای مردم ایران نیستند آنها نمیتوانند رهبری میلیونی مردم را در این قیام جدید بدست بگیرند و برنامههای سیاسی آنها هم خواست مردم ایران رادنبال نمیکند دلیل اصلی هم یک کمبود کادرهای ورزیده، نداشتن طرح و برنامه اصولی برای مبارزات و جنبشهای خودبخودی وخود جوش نداشتن نیرو و پیگاه در میان مردم شهر ها همه و همه از کمبود های احزاب موجود چه در خارج و داخل ایران میباشد احزاب سیاسی امروز همیشه سعی داشتهاند وزنه جنبش رابه طرف حزب و ایدئولوژی خود سنگین نمایند تا بطرف مردم یعنی قبل از نجات مردم بفکر نجات وتأمین منافع حزب و اعضای خود بودهاند مثلأ در هر جریانی همیشه سعی داشتهاند پرچم ومهر حزب را جلودارهمه کنند بدونه توجه به ملاحظاتی از تودههای مردم داشته باشند و یا درمیان همین مردم سمپاتی دارند یانه و یا از آنها و برنامههایشان دفاع می نماید؟ و همیشه تحریف آمیز کار را به اسم خود وحزب به پایان میرسانند در کل باید گفت مقداری گستاخانه در حرکتهای مردم عمل میکنن. دوم در دمکراسی تشکیلاتی و حقوق اعضا وکادرها خبری نیست هر کس از ابتدا رهبر شد تاپایان عمر این حزب رهبر وپیشدار مبارزه میباشد حال اگر چندین نسل هم بگذرد هنوز این شخص لایق و کارآمد است در درون حزب مبارزه حزبی وجود ندارد اگر کسی منتقد در حزب یافت شود از طرف رهبری کودتا وار نابود میشود وتمام حرمت سیاسی واجتماعی او را از بین میبرند این احزاب باوجود این کمبودها نه توانایی رهبری مبارزات مردم ایران را دارند ونه لایق این مسئولیت هم هستند.
این از احزاب سیاسی ایرانی حال چه کوفت وزهرمار دیگر رادر چهار چوب حزب خود انجام میدهند را ب حساب نمیآوریم از قبیل رهبران حزب باید تمام صندوق مالی حزب رادر اختیار داشته باشند یا رهبر احزاب از بهترین امکانات مالی وحقوقی تشکیلات بر خوردارهستند وغیر هم بماند. این مسئلهای آشکار است هیچ حزب یا گروه دسته خاصی راامروز پیدانمیکنید که منافع مردم را قبل از منافع حزبی در نظر بگیرد چه احزاب چپ ورادیکال یا راست وکنسرواتیو این قانون احزاب امروزی میباشد مردم ایران نباید به دنبال ایده یا افکار سیاسی خاصی باشند جنبش ایران جنبشی ملی دمکراتیک وبرای آزادی و حقوق اجتماع و آزادی بیان وعقیده در جریان است مگر در این سی سال ایدئولوژی اسلامی برای مردم ایران مفید بوده به همین اندازه به ایدئولوژیهای دیگر هم باید بنگریم در کل هر مبارزه یا جنبشی به ایدئولوژی خاصی مصلح باشد و نتیجه مطلوبی رابرای آن جامعه به بار نمیآورد حال این ایدئولوژی چپ یا راست باشد مثلا در کشورهای کمونیستی آزادی احزاب وسازمانهای سیاسی غیره مارکسیستی وجود ندارد.
در یک کلام احزاب سیاسی ایرانی چه آنهایی که دارای سوابق طولانی هستند وچه جدید ترین آنها تاریخ مصرفشان گذشته و هیچ نقطه مشترکی با مبارزات امروز مردم ایران ندارند در اساس نسل امروز ایران دارای ویژهگی هایی میباشد که این احزاب ندارند یعنی به نظر من اختلاف وجود دوفرهنگ متفاوت میباشد واین دوفرهنگ در یک صف نمیتوانند حرکت نمایند ومبارزات مردم ایران در این دوره جدید نباید رهبری جنبش خود را در اختیار این احزاب بگذارد تا رهبری آنها رابعهد بگیرند امروزه تعدادی از احزاب قدیمی بخصوص در اعتراضات این دوره هات وهوت هایی رابراه انداخته بودند کودتاوار خود راصاحب جنبش میخواندن وغیره همچون هشداری به تمام مبارزان راه آزادی ودمکراسی در ایران به هیچ حزب وسازمانی که در فکر دخالت بیشتر در مبارزات شما میباشند اجازه پادرمیانی ندهید
اما مسئلهای که من فکر میکنم میتواند موفقیت آمیز و مأثر در برنامهی مبارزاتی این دوره باشد رهبری جمعی . رهبری جمعی دارای نکات مثبت بیشماری میباشد که من میخواهم به نکاتی از آنها اشاره کنم و تشریح نمایم .
اول اینکه در رهبری جمعی هر حزب و گروهی دارای افکار متفاوتی هستند وهر یک شیوهکار وفعالیت خود رادر یک جلسه رسمی ارائه میدهد در اینجاست که شیوه کار دمکراسی نظرات وسیاست ها رأی میگیرند بنا به اوضاع وموقعیت جامه بعد از این حرکت باید ستاد مشترکی راتشکیل داد ووظایف را بنا به در خور حال افراد و سازمانها تقسیم کرد، مثلأ هر یک از افراد و یا احزاب ستاد باید وظیفه خاصی را تحول بگیرد و امورات آن را پیش ببرد وهر روز یا دو روز یک بار فعالیتهای خودشان راگزارش میدهند.
دوم در شیوهی رهبری جمعی نیروی فراوانتری را میتوان سازمان داد، از هر قشر و گروه مردم .
سوم رهبری جمعی کمتر شکننده است یعنی دشمن نمیتواند رهبری جمعی را بطور کلی از بین ببرمثلأ اگر کسی از آنها در فشارهای نیروهای سرکوبگر تلف شود دیگرانی وجود دارند که کار و امور تلف شدهها را به انجام میرسانند .
چهارم در رهبری جمعی ایدئولوژی بخصوصی مردم را رهبری نمیکند و مشکلات جدی را از ابتدا فراهم نمیآورد .
پنج در رهبری جمعی افراد باید دارای میزان بالایی از سواد سیاسی وآگاهی اجتماعی و شناخت دقیق از اوضاع داشته باشند تابتواند درک درستی رااز شرایط واوضاع حکم بر جامعه داشته باشد.
در اینجا باید به آن اشاره کرد که تاریخ ثابت کرده که رهبری جمعی بهترین نوع رهبری یک مبارزه مردمی میباشد در اصل این نوع رهبری تمرین مفید وارزشمندی است برایایجاد سیستمی آزاد ودمکراسی و حفظ حقوق انسانها اگر مبارزات به شیوهای شورایی رهبری شود همه نیروها فعال خواهند بود و نیروی انسانی بیشتری رامیتوان دور اهداف وبرنامه جنبش سازمان داد.
در کشورهای اروپایی اکثر کشورها بصورت پارلمانی اداره میشود ودر نوبتهای متفاوتی احزاب چپ وراست حاکمت وقدرت این کشورها بعهده میگیرند ولی بنابه ساختار جامعهها که دارای زیربنایی مردمی میباشد هیچ یک از این حزب هانمیتوانند از خواست جامعه ومردم پافراتر بگذارند بر این اساس میباشد که از هر نظری مردم این مملکتها از شرق ودیگر نقار کره زمین بهتر وسالمتر زندگی میکنند سیستم سوسیال دمکراسی در اروپا جاگرفته ومردم رااز هر نظر به اهداف خود رساند و من آرزوی همچنین روزی رابرای مملکتم دارم
زندهباد آزادی ودمکراسی
زندهباد مردم ایران
ادامهدارد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر