۱۳۸۸ بهمن ۱۳, سه‌شنبه

عاقبت ای دیکتاتور تورا به زیر می کشیم




عاقبت ای دیکتاتور تورا به زیر می کشیم/ولایت حرف مفته،/رژیم باید بیفته

دو راهیه.! بچه ها! انتصاب؟ یا اعتصاب؟

ولایت حرف مفته//رژیم باید بیفته

حالا که شد انتصاب!//ما می کنیم اعتصاب!؟اعتصاب؟

وعده ما 22 بهمن سبز خیابانهای سراسر ایران و هدف ما رهائی ایران از چنگال دیکتاتوری..

عاقبت ای دیکتاتور تورا به زیر می کشیم

وبلاگ مرجان تهران:ای هموطن کارگر و کشاورز و بازاری و رفتگر و فرهنگی و کارمند و پرستارو ورزشکار و نظامی و .. فرقی نمی کند که از کجای ایران می آئیم و با کدام سلیقه یا عقیده، مهم این هست که ما همگی متعلق به این خاکیم و مالکان اصلی این سرزمین هستیم ولی دردمان مشترک است دردی به نام درد استبداد دینی، در این سرزمین سالهاست بنام دین فرزندانش به بهانه های گوناگون به خاک و خون کشیده شدند و می شوند، پس ای ایرانی کرد و آذری و عرب و گیلک و بلوچ و فارس و ارمنی و ترکمن و بهائی و ای .. ایرانیان امروزدیگر درنگ جایز نیست وقت تنگ است فرزندان این خاک دردست جلادان ولایت وستمگران به این سرزمین گرفتار و اسیر هستند و کار به جائی رسیده که مثلن پیشوایان دینی که در واقع باید پیام آوران صلح و دوستی و مهربانی وعدالت طلبی و گذشت و دفاع از مظلوم در جامعه را رواج داده و در این راستا ایفاگر نقش باشند، از مرگ جوان نوزده ساله ائی به وجد آمده و به رقص و پایکوبی می پردازند و پر روئی را به سرحد اعلا رسانده به تشویق کسانی میپردازند که این احکام را صادر کردند.. در این هنگام برماست که یکباربرای همیشه، با یکدلی و یکصدائی برپاخیزیم در دفاع ازاسیران در بندمان و برای گرفتن حق خود و حق همه یاران سفرکرده وهمه شهدای گمنام راه آزادی که بدست دژخیمان سر به نیست شدند .

و به همنوعان خود در جهان مخصوصن جهان غرب از آمریکا تا اروپا و البته سایر کشورهای دمکرات و مردمی مانند کانادا و ژاپن و .. نیز یک بار دیگر نشان دهیم که ما مردمان ایران هستیم که می خواهیم بر روی پاهای خود بایستیم زیرا که توان آن را داریم و می دانیم که ما زنان و مردان این خاک در کنار هم و دست در دست هم و با خرد جمعی هم می توانیم که سرنوشت خویشتن را خود رقم بزنیم، ما نه اهل جنگیم ونه اهل حیله و نیرنگ، و نه فریبکار، بلکه ما انسانیم توانا و دانا و همه فرزندان خاک پاک ایران، و کوروش پدر این این سرزمین که در دنیا راه و رسم انسان بودن و دل پاک داشتن وکرداری نیکوترهمراه با گفتاری در خور شان انسان و در نهایت در کنار هم مسالمت آمیز و انسانی زیستن را رواج داد و این چنین است که ما نیز ازنیاکان خود آموخته ایم راه و رسم زندگی کردن و احترام به همنوعان و همسایگان خویش و احترام به قانونی که از رای ما مردم پدیدار شده است را و دوری جستن از خشونت تا زمانی که کسی ما را آزار ندهد و نخواهد با توسل به زور ما را از داشتن حقوق انسانی مان بر حذر دارد و به ما بگوید که چه باید بکنیم وچه باید نکنیم ، پر واضح است هر جاندار زنده ائی که مورد آزار قرار گیرد هر چقدر هم که صبور باشد با لاخره از کوره در می رود و به دفاع از خود برمی خیزد، پس ای جهانیان شما نیز بدانید و آگاه باشید که این سرزمین بسان عراق و افغانستان و پاکستان و یا حتا گرجستان ویا مثلن اکراین نیست که هر روز یکی ازآنان به نیروی نظامی و آن یکی به سلاح و نیروی کمکی ویا به مانند دیگری نیاز به کمک مالی داشته باشد. این سرزمین را مانندی نیست، نام این خاک ایران است، و ما نه نیازمند به کمک مالی کشورها ی خارجی و یا اسلحه ویا حضور نیروهای نظامی خارجی هستیم، نه! ما به این چیزها نیازی نداریم همه اینها را ما خود داریم ما فقط از شما همنوعان شریف و انسانهای آزاده جهان می خواهیم که از ما پشتیبانی کنید و به دولتمردان خود بگوئید که در آن یا در این نقطه از دنیا و در جائی به نام ایران حکومتیست ستمگر که مردم خود را به طرق مختلف شکنجه می کند و به طرق مختلف تجاوز، به جان و مال و ناموس او، و به اشکال گوناگون آنان را از بین میبرد، یکی را سنگسار می کند و دیگری را به دار می آویزد و آن دیگر را به جرم نکرده از بالای پل به پائین پرت میکند و آن زن و مرد بیچاره را به جرم قدم زدن در خیابان به زیر ماشین می کند و چون هنوز این همه جنایت کافی نیست برای ماندن در قدرت، نیمه شبها به خوابگاههای جوانان دانشجو یورش می برد و آنان را با زنجیر و قمه سرکوب میکند و باز چون هنوز بس نیست به نوازش کارگرانی که ماه هاست کار کردند ولی حق و حقوقی دریافت نداشتند می پردازد و آنان را چون گفته بودند پس چه زمانی حقوق ما را میدهید اسیر و روانه زندان می کند و از همه مهمتر زنان را که از فداکارترین موجودات زنده این کره خاکیند، و به مانند اقوام ایرانی از ستمدیده ترین قشر این جامعه هستند، تقریبن از همه حقوق اولیه یک انسان پویا و زنده محروم میسازد و مادران عزادار را به جرم از دست دادن عزیزانشان و چون برخی از آنان می خواستند بدانند که چه به سر فرزند شان آمده و عده ای نیز در پی آن که بدانند گور بچه هاشان کجاست و آن گروه دیگر که هنوز امیدی داشتند تا شاید عزیزانشان را بیابند دست شکسته و یا پا شکسته و یا .. شاید هم هیچوقت نیابند، را نیز ذرحمی روا نداشته و به سرکوب آنان مشغول است. ای انسانهای آزاده از شما می خواهیم که ما را پشتیبانی کنید در راه رسیدن به هدفمان که همانا انجام انتخابات آزاد و برقراری حکومتی مردمی و بر آمده از آرای همه مردم ایران و در نهایت حکومتی که بر اساس قوانین حقوق بشری است و پایبند به این قوانین بین المللی، شما همنوعان شریف و آزاده دنیا از آمریکائی تا آلمانی و فرانسوی و ایتالیائی وچک و انگلیسی و .. و کانادائی و ژاپنی و .. صدای اعتراض ما زنان و ما مردان و ما دانشجویان و ما کارگران و ما اقوام در بند ایرانی باشید و بر حذر دارید مسئولین کشورتان را از نشستن در کنار کسانی که دستهایشان به خون دختران و پسران و اقوام ایرانی آغشته است وهمچنین به دولتمردان خود یادآور شوید که دست از معامله و زد و بند با رژیمی که جنایتهای فراوانی را در طی سالیان درازدر حق مردمان خویش که به او قدرت داده اند روا داشته است و هنوز دست بردارنیست، به آنها بگوئید که چطور ممکن است که رهبران کشورتان با چنین جماعتی به گفتگو و مذاکره بنشینند. شما انسانهای شریف و آزاده دنیا بدانید که ایرانیان مردمی آزاده حق شناس و مهربان و با گذشت هستند، می توانند ببخشند ولی در فردای ایرانی آزاد هرگز از یاد نخواهند برد، که در آن روزهای سخت و نفسگیر که صحبت از مرگ و زندگی انسانها در میان بود کدام ملت با دولتش آنان را یاری کردند و کدام ملت و دولت بود که در لباس دوست از پشت به آنها خنجری فرو کرد. .. بدانید که ما ایرانیان آزاده و (فعلن) گرفتار در چنگال دیکتاتوری، پیشاپیش نهایت سپاس و قدر شناسی که جایگاهی بس عمیق در فرهنگ و رسوم ما دارد را از همه انسانهای آزاده وهمنوعان شریف این دهکده پهناور داریم و به قول شاعر شیرین سخن فارسی گوی سعدی، بنی آدم اعضای یکدیگرند/که در آفرینش ز یک گوهرند. و باز توای هم میهن نازنین من بدان و آگاه باش که ما بیشماریم و یکصدا و یکدل و از همه مهمتر خون ایرانی در رگ های تک تک ما جاریست پس برخیز ای هم میهن، برخیز که ایران تورا می خواند، اینک ما نیازمند یاری رساندن به یکدیگریم، درنگ دیگر جایز نیست، برخیز که اینبار بهار زودتر از نوروز تو را می خواند و با خود پیامی همراه دارد پیامی برای تو برای من برای ما و برای نسل های بعد از تو و من و ما، و برای ثبت در تاریخ این پیام را امروز دریاب، چرا که فردا دیر است آری دریاب این پیام را و ساکت منشین و بیرون آی از درون خانه، درنگ دیگر جایز نیست برخیز که ایران تو را می خواند، برخیز که هنگام بهار است.

شعارهای جدید از وبلاگ مرجان تهران:

دو راهیه.! بچه ها! انتصاب؟ یا اعتصاب؟ اعتصاب! اعتصاب

انتصاب نه! اعتصاب اعتصاب اعتصاب ……

22 بهمنه//نابود اهریمنه

22 بهمنه//ایران مال منه

22 بهمنه//هنگام برچیدنه

22 بهمنه//آزادی میهنه

22 بهمنه//روز تو روز منه

تهران ما تنها نیست//کل ایران تهرانه

سی سال با حقه بازی//دادین ما رو به بازی

سالهای فقر و فحشا//سی سال جور و جفا

سفره ها شد خالی ز نان//پخش و پلا شد در جهان

بیداد ظلم و فساد//بر باد داد اقتصاد

سالهای تبعیض و ستم//سی سال بدبختی و غم

کشاورز زحمتکش//پول نداره تو دستش

محصولاتش باد کردن//محصول از چین آوردند

تو کارگاه ها بیکاری//کارگرامون دست خالی

وای خدا کارگرا//چی بخورند بچه ها؟

وای خدا فقرا//چطور می شه بچه ها؟

تهیه گوشت و نان//راستی نداره امکان

نظام دار و اعدام//خراب کرد نام اسلام

نابود باد استبداد//حکومت ظلم و فساد

نظام زور و زنجیر//دیگه شده زمین گیر

مدعی ولایت//دیگه نداره قدرت

ای مادر عزادار تو افتخار مائی

انتخابات آزاد حق مسلم ماست

هیچ نظری موجود نیست: