
در بحبوحه همه این آشوبها و خونریزیها زندگی هم معنای کوچکتری خواهد داشت. حزب کارگران کردستان که در سی سال گذشته ترکیه با آن جنگیده است، د...ر عرض سه هفته سرزمینی برای تاسیس دولت به دست آورد.
قسمت وسیعی از خاک سوریه در نزدیکی مرزهای ترکیه تحت کنترل کردها درآمد و در حال حاضر ائتلافی متشکل گروههای مختلف کرد مناطق آزاد شده را اداره می کند، اما در عین حال گفته می شود که قدرت اصلی از آن پ ک ک است.
به این ترتیب، در جوار کردستان تحت کنترل حزب دموکرات کردستان عراق، کردستان دیگری در حال شکل گیری است. در این منطقه پ ک ک وزنه سنگینتری به حساب می آید؛ هرچند نیروهای وابسته به بارزانی هم اخیرا وارد سوریه شده اند.
البته مفهوم "دو کردستان" پرسشهای متعددی را در بطن خود پنهان کرده است. پرسشهایی از قبیل آنکه آیا بارزانی اداره کردستان سوریه را تحویل پ ک ک می دهد؟ آیا میان آن دو جنگی در می گیرد یا دو طرف به جای جنگ به راه حلی مسالمت آمیز و بینابینی که به نوعی "کنفدرالیسم" منتهی شود، خواهند رسید؟ و یا آنکه با هم متحد شده و یک کردستان واحد را تاسیس می کنند؟
همزمان با تلاشها برای آزاد کردن این منطقه از دست رژیم بشار اسد و تثبیت نوعی خودگردانی یا استقلال، احتمال شروع جنگی داخلی بر سر قدرت نیز وجود دارد. هرچند در حال حاضر نمی توان پیش بینی دقیقی از اوضاع ارایه داد اما در آینده ای نزدیک مشخص خواهد شد که چه کسی در آن منطقه حرف اول را می زند.
در هر صورت یک مساله قطعی به نظر می رسد و آن اینکه پس از این ترکیه با یک "کردستان" طولانی تر از گذشته مواجه خواهد بود. مساله ای که چالش تازه ای برای ترکیه ایجاد می کند: کردهای ترکیه در آینده با مشاهده دو کردستان در آنسوی مرزها هستند، چه واکنشی نشان خواهند داد؟
آیا کردها باز هم تمایلی به ماندن درچارچوب مرزهای ترکیه ای که زبان آنها را ممنوع کرده است خواهند داشت؟ آیا مادر سیتی، پیرزن 79 ساله، را بازداشت می کند؟( مادر سیتی که در ترکیه به اتهام ارتباط با پ ک ک بازداشت شده بود روز سه شنبه آزاد شد).آیا هزاران عضو حزب صلح و دموکراسی، تنها حزب قانونی کردهای ترکیه، را به زندان می اندازد؟ کردها را از حق تحصیل به زبان مادری منع می کند و نام روستاها و شهرها را به اسانی ترکی تغییر می دهد؟
مبادا در ترکیه نیز دوباره شعار استقلال سر داده شود؟
جواب همه این پرسشها پیش ترکیه خودمان است. نزد مقامات ترک است. اگر ترکیه حقوق بیشتری در مقایسه با "کردهای کردستان" برای "کردهای ترکیه" قایل نشود، باید انتظار داشت که گرایش جدایی طلبی روز به روز تقویت شود.
بنابراین در حالی که در بناگوش ما کردها در "کردستان" از همه حقوق خود بهره مندند و کودکانشان را آنگونه که می خواهند تربیت می کنند، نباید تصور داشت کردهای ترکیه به حقوق کمتری رضایت بدهند.
در حالی که مقامات به خواب رفته ترکیه، سرگرم ممنوع ساختن و تغییر اسامی کردی بودند، تحولات غیرمترقبه بزرگی در کل منطقه به وجود آمد و در پی آن مراکزی سر بر آوردند که به سرعت توجه کردهای کشور ما را به خود جلب کردند.
در چنین شرایطی دو سوال مهم مطرح می شود.
نخست: کردهای ترکیه چه واکنشی نشان خواهند داد؟
دوم: ترکیه چه سیاستی در پیش خواهد گرفت؟
اگر می خواهید به آنها بگویید "ببینید تلویزیون کردی را برایتان تاسیس کردیم، زبان کردی را هم به عنوان درسی اختیاری در برنامه آموزشی مدارس گنجاندیم دیگر چه می خواهید؟" و به این ترتیب مانند کبک سر خود را در زیر برف فرو ببرید و مرزهای طولانی با "کردستان" را نبینند، فکر می کنم با مشکل جدی مواجه می شوید.
بهترین کار ممکن، که می بایست در همان ابتدای تاسیس جمهوری نوین ترکیه صورت می گرفت، این است که سعی کنیم کیانی و ساختاری به وجود بیاوریم که در آن کردها احساس کنند در همه زمینه ها که با ترکها برابر هستند.
در شرایط کنونی تنها چنین ساختاری می تواند مانع وقوع تغییر و تحولات ناخواسته شود. اتخاذ هر سیاست دیگری به جز این و به ویژه تداوم رفتارهای گذشته چیزی جز سرگردانی در مواجه با تحولات و رویدادهای منطقه را به دنبال نخواهد داشت.
در حالی که میلیونها کرد در دو قدمی ما از مدارس کردی بهره مندند، نیروی پلیسشان به زبان کردی حرف می زند، اسامی کردی روی اماکن و شهرهایشان است، خودشان اداره امورشان را در دست دارند، و در چنین شرایطی به کردهای کشور خودت بگویی که "ترکها شما را مدیریت می کنند"، "در مدارس باید به زبان ترکی تحصیل کنید و هر روز در مراسم صبحگاهی شعار خوشا به سعادت آنکه می گوید ترک هستم را تکرار کنید"، تنها به جنگ واقعیتها رفته اید و بس.
در شماره قبلی روزنامه طرف خبر "آمادگی ترکیه برای پذیرش بندهای قانون افزایش اختیارات ادارات محلی مطابق معیارهای اروپا" منتشر شد. آیا چنین قانونی در صورتی که به مرحله اجرا گذاشته شود، کردها را راضی خواهد ساخت یا نه؟ نمی دانم. اما قدر مسلم آن است که حداقل ترکیه را سمت جامعه ای آزادتر و مدنی تر سوق خواهد داد وهمزمان زندگی آسوده ای برای آن دسته از کردهایی که خواهان جدایی از ترکیه نیستند، فراهم خواهد کرد.
به طور خلاصه ترکیه باید از ادامه تمامی سیاستهایی که تاکنون در قبال کردها اعمال کرده، دست بردارد. چون در غیر این صورت آنکارا در نهایت و به اجبار به دست کشیدن از چنان سیاستهایی تن خواهد داد.
البته عدم پیش بینی این تحولات از سوی مسولان ما و بی توجهی به گسترش آزادیها اکنون دیگر به دردسر بزرگی برای آنها تبدیل شده است. این در حالی است که چند ماه پیش "یاشار یاکیش" وزیر امور خارجه اسبق در دولت حزب حاکم عدالت و توسعه در گفتگو با "نشاء دوزل" رویدادهای امروز را پیش بینی کرده بود. آنچه را او آنزمان دیده بود ظاهرا مسولان ما هنوز ندیده اند. وی گفته بود که احتمال دارد در آینده یک کشور شیعه علوی در منطقه لاذقیه سوریه به وجود آید. مساله ای که تحولات روزهای اخیر نشان می دهد که کم کم دارد به واقعیت نزدیک می شود.
این در حالی است که علویهای ترکیه هنوز هم از حق داشتن عبادتگاههای مختص به خود محروم هستند و روحانیان سنی مذهب درخواستهای علویان رابا فتواهای دینی خود پاسخ می دهند. تصور کنید در جوار علویهای ما، دولتی علوی درست شود. آن وقت آیا علویهای ما که حتی اجازه عبادت کردن طبق آیین خود را هم ندارند چشم به دولت علوی همسایه نخواهند دوخت؟
تداوم چنین سیاستهایی از جانب ترکیه، که سالهاست این مشکلات را نادیده انگاشته و یا منکر شده است، اکنون دیگر عملا دارد به بن بست می خورد.
آیا به این مسایل توجه می شود و تدبیر خردمندانه ای برای آنها اندیشیده شده است؟
امیدوارم.
اگر نسبت به تحولات به وجود آمده هوشیارانه عمل نکنیم، ترکیه سالها رنگ آرامش و خوشبختی را به خود نخواهد دید
·
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر