کوردها امید آزادی خلقهای خاورمیانه در سدهی بیست و یکم
باهوز سنه
هژمونی جهانی که طی معاهدهی سایکس پیکو نقشهی خاورمیانه را مطابق منافعش طراحی کرده بود, امروزه یعنی در قرن 21 دیگر جوابگوی منافعش نیست. از اینرو امروزه سعی در عملیساختن نقشهیی نوین از خاورمیانه دارند که مطابق منافعشان بازترسیم کردهاند. در پی معاهدهی مستمعرسازانهی سایکس پیکو تا به امروز انسانیت و بخصوص خلقهای خاورمیانه را با چنان جنگها و قتلعامهایی روبرو ساخت که نظیرش در تاریخ موجودیتیابی انسانیت دیده نشده است. زبانهی آتش این جنگها و قتلعامها بیشتر از هر خلقی دیگر، خلق کورد را دربرگرفته است. این امر بیدلیل نیست. چرا خلق کورد؟ زیرا خلق کورد نه تنها بطور مقطعی بلکه در پیشرفت تاریخ انسانیت نقش گهوارگی را ایفا نموده و در هر مقطعی از این تاریخ در راستای حفظ ارزشهای انسانیت، همیشه با خطمشی مقاومتگری در نقش پیشاهنگی مسوولیتهای تاریخیاش را به انجام رسانده است. چنین درایت و ایستاری که در حقیقت کوردها نهان است برای نیروهای هژمونیک همیشه مانع و خطر قلمداد شدهاند. به همین جهت است که در تمام طول تاریخ از پیدایش دولت تا به امروز، ظالمان و دشمنان انسانیت برآن بودهاند که با اعمال حملات ایدئولوژیکی، سیاسی، نظامی، اقتصادی، فرهنگی و ... علیه خلق کورد، تاثیر معنوی آن بر خلقهای منطقه را خنثی سازند و حتی آن را به مکانیسم امحا و نابودی ببندند. امروزه نیز که کاسهی صبر انسانیت و بخصوص جامعهی خاورمیانه از این اعمال ضدانسانی لبریز شده به قیامی گرم برخاستهاند. این ایستار انقلابی خلقها نیروهای به بنبسترسیدهی هژمونیکی جهانی و محافظهکاران منطقه را به این واداشته که یکبار دیگر سیاستهایشان را مورد بازبینی قرار دهند. در این میان لازم به گفتن است که نیروهای مذکور هیچ برنامهیی بجر تکرر نقشههای پلید و خونین قبلیشان برای حل معضلات جوامع ندارند و به عبارتی سادهتر در بیچارگی عمیقی بسر میبرند. ضمنا نباید هیچگونه انتظاری از اینکه آنها میتوانند معضلات جوامع را حل کنند نداشت؛ زیرا خود منشاء معضلات هستند. هماینک وارد صحنهساختن قاتلان و تبهکاران داعش از سوی این نیروها بطور بسیار واضح نشان میدهد که رهیافتهای آنها دارای چگونه ماهیتی هستند.
اعمال تبهکاران داعش که با پشتیبانی نیروهای هژمونیکی جهان و برخی از دولتهای منطقه همچون ترکیه، عربستان، قطر و ... تحت لوای شعار تاسیس دولت اسلامی عراق و شام وارد صحنه ساخته شدهاند، چهرهی واقعی هژمونگرایان و دولتهای منطقه را نشان میدهد. در واقع این نیروها جهت مدیریت بحرانی که خودشان در خاورمیانه موجب پیدایش آن شدهاند و مبدلساختن آن به فرصتی برای پیادهساختن نقشههایشان، تبهکاران داعش را به منزلهی اهرم فشار و یا چکش جهت ضعیفساختن و یا ازبینبردن موانعی که برسر راهشان هست، به کار انداختهاند. باز کوردها را در صدر اهدافشان قرار دادهاند. این واقعیت, ناخواسته ما را با این سوال روبرو میسازد که چرا کوردها؟ در یک کلام میتوان گفت که زیرا فرهنگ مقاومتطلبی تاریخی موجود در کوردها ریشهدارتر از آنی است که آنها حدس میزنند و این امر نیز مانعی است بر سر نقشههایشان. اما اگر به ماهیت جوابمان بسط ببخشیم میتوان گفت که این مهم با پیدایش جنبش آزادیخواهی کورد به پیشاهنگی رهبر آپو در ارتباط است. حدود چهل سال پیش از این در مقطعی که از همه جا بوق و کرناهای نیروهای هژمونیکی خبر از اتمام دوران ایدئولوژی سر میدادند، خلق کورد به پیشاهنگی رهبر آپو بر این تبلیغات بردهساز مهر باطل زده و با مقاومت بینظیری که تا به حال از خود نشان میدهد و روز به روز برسطح آن میافزاید, به جامعهی انسانیت نشان داد که دیگر خلقها بایستی از بیراهحلی رهایی یافته و بیآنکه در پی ایدئولوژیهای بردهساز استعمارگران باشند, میتوانند با ایجاد تحول در دنیای ذهنیتیشان و برساختهای اجتماعی موجود با همدیگر به صورت عادلانه و آزادانه زندگی نوینی را درپیش بگیرند.
ملت دموکراتیک عنوان دنیای ذهنیتی و کنفدرالیسم دموکراتیک عنوان برساخت اجتماعی نوینی است که رهبر آپو هر دو را تحت عنوان مدرنیتهی دموکراتیک خاورمیانه در مقام جایگزینی برای مدرنیتهی سرمایهداری پیش کشیدند. این پروژه متناسب با حقیقت جامعهی انسانی دارای پتانسیل عظیمی برای رهایییافتن ریشهیی از معضلات اجتماعی میباشد که نظام قدرتگرا مسبب بوجودآمدن آنهاست. در مرحلهی کنونی این مبارزهی تاریخی به نقطهیی رسیده که دیگر برای انسانیت تنها راهحل متکی بر جوهره و خودباوری و ارادهمندی خلقها میتواند جوابگو باشد. مدل خودمدیریتی دموکراتیک در قالب نظام کانتونی که امروزه در روژاوا (غرب کوردستان) گسترش پیدا کرده است، عملا نشان داد که میتواند جوابگوی معضلات موجود اجتماعی باشد. از اینروست که نیروهای هژمونی و دولتـ ملتهای منطقه همیشه در برابر اشاعهیابی این نظام موضع پلیدی را اتخاذ کردهاند. از هر لحاظی سعی در خنثیساختن این موج انقلاب دارند؛ واداشتن داعش به جنگ با کوردها بخصوص علیه کوردهای روژاوا این واقعیت را تصدیق میکند.
مقاومت بینظیری که کوردها بنام انسانیت در تمام کوردستان و بویژه در روژاوا علیه نیروهای ضدانسانی از خود نشان میدهد، هماکنون نخست در خیابانها و کوچههای کوبانی و بطور کلی در تمامی بخشهای کوردستان به اوج خود رسیده است. خلقهای منطقه باید بدانند که این مقاومت نه تنها برعهدهی کوردهاست بلکه باید هر خلق آزادیخواه خاورمیانه و جهان در برابر این مرحلهی تاریخی بیتفاوت نمانده و خود نیز بار این مقاومت را به دوش بگیرند. زیرا در غیر اینصورت مقطعی بسیار خونینتر از قرن گذشته را متحمل خواهد شد. اگر در پی حیاتی آزاد و شرافتمندانه بود بایستی مقتضیات آنرا نیز بجای آورد. ایجاد و پیشبرد همبستگی و همصداشدن همیشگی با یکدیگر اولین اقدامی است که میتواند در این راستا انجام داده شود. هیچ چیزی به اندازهی تلاش در راه آزادی ارزشمند نیست ولو خود آزادی.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر